محاسبات تخصیص هزینه های دایره، گزارش هزینه تولید
توسط مدیریت سایت|منتشر شده ژوئن 13, 2016
نکات قابل توجه انجام محاسبات تخصیص هزینه های دایره در گزارش هزینه تولید
– اول آنکه در تخصیص هزینه های دایره ابتدا قیمت تمام شده کالای تکمیل شده انتقالی به مرحله بعد محاسبه می شود.
– یعنی بهای تمام شده کالای تکمیل شده و انتقالی به مرحله بعد
1841000= 5/920×500
– دوم آنکه پس از تعیین بهای تمام شده کالای تکمیل شده بهای تمام شده کالای در جریان ساخت محاسبه خواهد شد:
نکته قابل توجه اینکه در تمامی کالای درجریان ساخت این مرحله هزینه بهای تمام شده یک واحد کالای انتقالی مرحله قبل وجود دارد. به همین دلیل در قسمت کالای در جریان ساخت از لحاظ مواد به قیمت تمام شده یک واحد کالای در جریان ساخت قیمت تمام شده انتقالی از مرحله قبل اضافه شده است یعنی (500+208) ساده تر بگویم بهای تمام شده کالای در جریان ساخت پایان این مرحله متشکل از موارد زیر خواهد بود.
1) 500 عدد کالای نقل شده از مرحله قبل که در جریان ساخت باقی مانده است و قیمت تمام شده هر واحد آن 500 ریال است.
ریال 250000=500×500
2) 500 عدد کالای در جریان ساخت که از لحاظ ساخت در این مرحله که از لحاظ مواد 100% تکمیل است و هزینه مواد مصرفی هر واحد در این مرحله 208 است.
10400=208×500
البته بهتر است برای آنکه شکل گزارش مناسب تر باشد قسمت 1 و 2 را مانند مثال ارائه شده بصورت زیر نشان داد.
3) 500 عدد کالای در جریان ساخت که از لحاظ دستمزد تکمیل شده است و هزینه هر واحد تکمیل شده از لحاظ دستمزد 130 ریال است.
48750=130× ×500
4) 500 عدد کالای در جریان ساخت که از لحاظ دستمزد 20% تکمیل شده است و هزینه هر واحد تکمیل شده از لحاظ سربار 5/82 ریال است.
8250=5/82×20% ×500
– سوم آنکه باید بدانید پس از تخصیص هزینه های مرحله باید جمع هزینه های تخصیص داده شده با جمع کل هزینه های قابل تخصیص در قسمت (ب) گزارش هزینه تولید برابر باشد یعنی در مثال ارائه شده مبلغ 2252000 ریال در پایان بخش ج با کل هزینه های قابل تخصیص برابر شده است.
گزارش هزینه تولید هر مرحله در هزینه یابی مرحله ای چه اطلاعاتی را در اختیار مدیریت قرار می دهد؟
اول: جمع هزینه های انتقالی به هر دایره از دایره قبل شامل بهای تمام شده یک واحد محصول و هزینه کل مرحله (دایره)
دوم: هزینه های مواد، دستمزد و سربار کارخانه اضافه شده در دایره مورد نظر
سوم: هزینه های اضافه شده به یک واحد محصول که به دایره بعد منتقل می شود.
چهارم: جمع هزینه های کل و یک واحد محصول از ابتدای عملیات تا پایان عملیات
پنجم: بهای تمام شده کالای در جریان ساخت ابتدا و انتهای دوره
ششم: هزینه های انتقالی به دایره ( مرحله) بعد یا به کالای ساخته شده
بنابراین پرواضح است مدیریت با توجه به اطلاعات فوق تصمیمات مناسبی را نسبت به تولید، کنترل هزینه ها و سایر موارد می تواند اتخاذ نماید.
با یک مثال که در صفحه بعد ارائه می شود اهمیت موارد فوق الذکر بیشتر نشان داده خواهد شد.
شرکت تولیدی آسمان در خرداد ماه اقدام به تولید 1000 عدد کالا نمود مراحل تولید شامل 3 مرحله برش، مونتاژ، بسته بندی می باشد سایر اطلاعات از جداول گزارش هزینه های تولید قابل استخراج می باشد.
با هزینه یابی مرحله ای و تهیه گزارش هزینه تولید دراین روش هزینه یابی آشنا شدید ولیکن باید بدانید ساده ترین حالت هزینه یابی مرحله ای مطرح شد چرا که در هزینه یابی مرحله ای ممکن است مباحث بسیاری چون ضایعات، افزایش تعداد تولید با توجه به ورود مواد در مراحل دوم و سوم، وجود کالای در جریان ساخت ابتدای دوره مالی و سایر موارد مطرح باشد که از حوصله بحث خارج می باشد که لازم می نماید مباحث فوق را در هزینه یابی مرحله ای پیشرفته دنبال نمائید در انتها به شکل بسیار ساده ضایعات و انواع آنرا معرفی می نمایم.
در علم حسابداری هزینهها انواع مختلفی دارند که عبارتند از
کل:هزینه
معین:
- هزینههای عمومیو اداری
- هزینههای توزیع و فروش
- هزینههای مالی
- هزینههای استهلاک و فرسودگی اموال
- هزینههای حقوق و دستمزد
تفضیلی:
- هزینههای عمومیو اداری شامل هزینه انواع قبوض تلفن، آب، برق وغیره، هزینههای مربوط به پست و مرسولات پستی، هزینه رفت و آمد، پیک و اسنپ، هزینه روزانه آبدارخانه، هزینه لوازم التحریر و هزینه حقوق و دستمزد کارمندان.
- هزینههای توزیع و فروش شامل حمل و نقل، انبارداری، بازاریابی، بسته بندی و تبلیغات میشود.
- هزینههای مالی شامل حسابداری و حسابرسی، سود اقساط بانکی، جرائم مالیاتی و مشاورههای مالی
- هزینههای استهلاک اموال که شامل موارد خاصی میشود: فرسوده شدن اسباب و اثاثیه، هزینه فرسودگی وسائط نقلیه، هزینه فرسودگی و استهلاک ابزار آلات و فرسوده و مستهلک شدن ساختمان.
- تعریف مرکز هزینه در حسابداری
- مراکز و بنگاههای اقتصادی که در آنها برای تولید کالا یا خدمات هزینه ایجاد میشود، مرکز هزینه در حسابداری میگویند. در واقع در یک نظام تولیدی هر بخشی که در ایجاد هزینه نقشی داشته باشد یک مرکز هزینه است. برای مثال در یک کارخانه تولیدی در بخش برش صفحات فلزی برای انجام عمل برش هزینه مواد، دستمزد و سربار ایجاد میشود که یک هزینه است.
- البته لازم به ذکر است که در مراکز تولیدی مراکز هزینه دو دسته هستند. دوایر تولیدی و خدماتی! دایره تولیدی مانند بخش برش فلزات و یا پرس فلزات و یا جوش و مونتاژ و دوایر خدماتی مانند رستوران، آتش نشانی و سایر دوایر مشابه. البته آنچه مسلم است هزینههای حقوق، دستمزد و پرسنلی وهزینههای وابسته به آن در ارتباط با پرسنل واحد اداری، توزیع، فروش، تولید وغیره با توجه به هدف تولیدی بودن جزو هزینهها محسوب میشود. مرکز هزینه در حسابداری میتواند منجر به بهبود شرایط شود
- هدف حسابدار در بخشهای صنعتی بهینه سازی و کنترل کردن هزینههاست. بنابراین کنترل هزینهها شامل دستمزدها و حقوق در بهینه سازی تولید بسیار موثر است. همچنین کنترل و کاهش بخشهای هزینه زا که توضیح داده شد.همچنین شما میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر، مقاله انواع هزینه ها در حسابداری.
- تسهیم هزینه حقوق ودستمزد به مراکز هزینه در حسابداری به چه معنی است؟
- آنچه که واضح است هزینه حقوق و دستمزد و هزینههای وابسته به آن در ارتباط با کارکنان و کارمندان قسمتهای مختلفی مانند بخش اداری، توزیع و فروش ایجاد میشود. با توجه به اینکه هدف حسابداری صنعتی کنترل و کاهش هزینهها میباشد سهم هر بخش به وسیله تسهیم هزینه حقوق به آن مرکز و واحد ایجاد کننده هزینه مشخص میگردد. بنابراین به صورت معمول هزینههای تشکیل دهنده با توجه به ماهیت آن به حساب کالای در حال ساخت و واحدهای اداری، تشکیلاتی و خدماتی و توزیع و فروش تسهیم خواهد شد.پیشنهاد می شود برای کسب اطلاعات بیشتر مقاله ” حسابداری صنعتی چیست” را مطالعه نمایید.
- طبقه بندی و تفکیک حسابهای هزینه
- هر نوع پرداختی که یک موسسه یا شرکت و سازمان بابت دریافت خدمات از دیگران انجام میدهد هزینه برای آن موسسه، شرکت و یا سازمان میباشد. مانند پرداخت قبوض تلفن، آب، برق، گاز وغیره. در هر موسسه یا شرکت و سازمانی انواع مختلفی از هزینهها وجود دارد که معمولا هر قسمت و یا واحد سازمانی که این هزینهها برای آن انجام میشود را مرکز هزینه در حسابداری میگویند. به همین دلیل یکی از وظایف اصلی حسابداران و مسئول تنخواه گردان این است که مراکز هزینه را در خود موسسه تشخیص دهد و طبقه بندی کند. هزینههای مشابه را در یک گروه قرار دهد که به این عمل تفکیک و طبقه بندی حسابهای هزینه گفته میشود.
- بعنوان مثال، مراکز هزینه در شرکت های تولیدی می توانند شامل مرکز هزینه تولید و مرکز هزینه خدماتی باشند.
- دوایری که نقش اصلی را در تولید محصولاتایفا می نمایند، بعنوان دوایر تولیدی شناسایی شده و دوایری که به دوایر تولیدی ، خدمات ارائه می دهند ، دوایر خدماتی می نامیم. شایان ذکر است که یک دایره تولیدی می تواند از یک یا چند مرکز هزینه تشکیل شده باشد.
- از مثال های دوایر تولیدی می توان دایره جوش ، برش و … و از دوایر خدماتی ، دایره رستوران را ذکر نمود.
- در شرکتهای پیمانکاری، مراکز هزینه می توانند مراحل تکمیل پیمان و یا بعنوان مثال در پروژه ساخت واحدهای مسکونی، قسمت های مختلف مورد پیمان را بعنوان مرکز هزینه در نظر گرفته و هزینه ها را سرشکن نمود.
- شایان ذکر است ، اینکه کدام یک از مراکز، بعنوان مرکز هزینه درنظر گرفته شود،
- بر اساس نظر مدیریت در رابطه با میزان کنترل و نحوه تهیه گزارشات هزینه ها متغیر می باشد.
- یکی از هزینه های بسیار مهم در بنگاه های اقتصادی ، هزینه حقوق و دستمزد پرسنل است که کنترل آن برای مدیریت بسیار حائز اهمیت می باشد. بعنوان مثال ، در شرکتهای تولیدی بزرگ در راستای مدیریت و کنترل هزینه ها ، واحدهای مختلف تولیدی بعنوان مراکز در نظر گرفته می شود.
- نرم افزار های مختلف مالی همواره در جهت ارائه گزارشات در خصوص انباشت هزینه هادر مراکز هزینه به تصمیم گیری مدیران کمک شایانی نموده اند.
- نرم افزار یاس سیستم، با ارائه امکان ایجاد مراکز هزینه در سیستم های مختلف مالی، انبار، دستمزد، توان کنترل هزینه ها را در تمامی سیستم ها میسر ساخته است.، امکان ایجاد گروه مراکز می باشد که سبب بروز مزیتی برتر، در بین سایر نرم افزارهای مالی شده است .
- بعنوان مثال ، گروه مراکزتولیدی ، که می تواند شامل مرکز برش ، کشش، فرم دهی ، جوش کاری و .. باشد. گروه مراکز سبب می شود تا انتخاب و تخصیص هزینه ها در صورتی که به کل آن گروه از هزینه ها نیاز باشد،
- کار حسابداران راحت تر و ساده تر انجام گردد
-
بهای تمام شده کالای فروش رفته چیست؟
به هزینه های مستقیم مرتبط با کالا یا کالاهای فروخته شده در یک شرکت بهای تمام شده کالای فروش رفته (COGS) گفته میشود. این هزینهها شامل هزینه مواد مصرفی برای تولید کالا، هزینههای مستقیم نیروی کار و… است. در هزینه تمام شده کالای فروش رفته هزینههای غیر مستقیم مانند میزان توزیع و فروش در نظر گرفته نمیشود. به عبارت دیگر بهای تمام شده کالای فروش رفته زمانی ظاهر می شود که بحث سود و زیان به میان آید، و برای محاسبه حاشیه سود ناخالص شرکت کافیست این میزان را از درآمد کسر کنید.
توجه کنید که بهای تمام شده کالای فروش رفته هزینه مربوط به ایجاد محصولاتی است که یک شرکت به فروش می رساند، بنابراین تنها هزینه هایی در اندازه گیری آن لحاظ میشوند که به صورت مستقیم با تولید محصولات مرتبط هستند.
به طور مثال، بهای تمام شده کالای فروش رفته برای یک سازنده قطعات خودرو شامل هزینههای مواد اولیه برای ساخت قطعات است که در کنار هزینههای نیروی کار استفاده شده، برای تولید نهایی قطعات به کار میرود.
هزینه ارسال قطعات خودروها به نمایندگان فروش و هزینه نیروی لازم برای فروش و سایر موارد غیر مستقیم که نقشی در تولید نداشتهاند حذف میشوند و در محاسبه بهای تمام شده کالا فروش رفته منظور نمیشوند.
ماهیت قیمت تمام شده کالای فروش رفته چگونه است؟
هزینه کالاهای فروخته شده (COGS) شامل کلیه هزینههای مستقیم مربوط به تولید کالا است. COGS هزینههای غیرمستقیم مانند سربار و فروش و بازاریابی را شامل نمیشود. COGS برای محاسبه سود ناخالص و حاشیه ناخالص از درآمد (فروش) کسر میشود. نتایج COGS بالاتر حاشیه کمتری دارد.

روش محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته
روش های مختلفی برای محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته وجود دارد اما یکی از پایه ای ترین راهها این است که با آغاز فهرست موجودی برای آن دوره و اضافه کردن مقدار کل خریدهای انجام شده در آن بازه و سپس کم کردن فهرست موجودی پایان دوره، شروع به محاسبه کنیم. این محاسبه مقدار کل فهرست موجودی یا به بیان دقیقتر هزینه این فهرست را که توسط شرکت در این بازه فروخته شده نشان میدهد.
در این روش که یکی از ابتداییترین و در عین حال متداولترین روش برای محاسبه (COGS) است مقدار اولیه موجودی سالانه را جمع کنید، تمام خریدها را اضافه کنید و سپس موجودی پایان سال را از آن کم کنید.
بنابراین، اگر شرکتی با 10 میلیارد تومان در فهرست موجودی خود را آغاز کند، 2 میلیارد تومان از خریدها درآمد داشته و در نهایت دوره را با 9 میلیارد تومان در فهرستش به پایان ببرد، بهای تمام شده کالا فروش رفته برای این دوره 3 میلیارد تومان خواهد بود.

فرمول قیمت تمام شده کالاهای فروخته شده
برای یافتن هزینه کالاهای فروخته شده طی یک دوره حسابداری، از فرمول COGS استفاده کنید:
COGS = موجودی اول دوره+ خریدها در طول دوره – موجودی پایان دوره
موجودی اولیه شما هر موجودی از دوره قبلی است که باقی مانده است. سپس، هزینه آنچه را که در طول دوره خریداری کردهاید به آن اضافه کنید و هر موجودی که در پایان دوره فروختهاید کم کنید.
دورههای حسابداری ممکن است ماهانه، فصلی و یا سالانه باشد.
آیا روش سریع تری برای محاسبه آن وجود دارد که به طور دقیق و بدون خطا به بررسی سود و زیان یک شرکت، هزینه بهای تمام شده و سایر موارد بپردازد؟
ما در گروه نرم افزاری محک این مشکل را برای همه شما عزیزان حل کرده ایم و با ارائه نرم افزارهای حسابداری و حسابرسی متفاوت ارائه شده این امکان را برای شما فراهم کرده ایم که در کمترین زمان ممکن به بررسی حساب های کسب و کار خود بپردازید.
تفاوت بهای تمام شده کالای ساخته شده با بهای تمام شده کالای فروش رفته
- بهای تمام شده کالای ساخته شده شامل مواردی از قبیل موجودی مواد اولیه، دستمزد و سربارهای ساخت و… است که در ترازنامه شرکت در سمت راست ترازنامه با عنوان موجودی کالا با ماهیت دارایی قرار میگیرد.
- پس از فروش محصولات، بهای تمام شده کالای ساخته شده از آن کم شده و به بهای تمام شده کالای فروش رفته تبدیل میگردد که به نوعی در صورت حساب سود و زیان کاهنده حساب درآمد فروش است.
- بهای تمام شده کالای ساخته شده را می توان یک حساب دائمی و بهای تمام شده کالای فروش رفته را یک حساب موقت دانست.
بهای تمام شده کالای فروش رفته در صورت سود و زیان و ترازنامه
در صورت سود و زیان، موجودی فروخته شده تحت حساب COGS ظاهر میشود. موجودی اولیه سال، موجودی باقیمانده از سال قبل است، یعنی کالایی که در سال قبل فروخته نشده است. هر گونه تولید یا خرید اضافی که توسط یک شرکت تولیدی یا خرده فروشی انجام شود به موجودی اولیه اضافه می شود. در پایان سال، محصولاتی که فروخته نشده اند، از مجموع موجودی اولیه و خریدهای اضافی کسر می شود. عدد نهایی حاصل از محاسبه، بهای تمام شده کالای فروخته شده در سال است.
ترازنامه دارای حسابی به نام حساب دارایی های جاری است. در زیر این حساب کالایی به نام موجودی وجود دارد. ترازنامه فقط سلامت مالی شرکت را در پایان یک دوره حسابداری نشان می دهد. این بدان معناست که ارزش موجودی ثبت شده تحت دارایی های جاری، همان موجودی نهایی است.
تفاوت بین COGS و هزینه ها چیست؟
هزینههای شما شامل پولی است که شما برای اداره تجارت خود خرج میکنید. تفاوت این دو در این است که هزینه کالاهای فروخته شده فقط شامل هزینههای مربوط به ساخت محصولات فروخته شده شما برای سال است در حالی که هزینه های شما شامل تمام هزینههای دیگر شما برای اداره تجارت است.

شیوههای حسابداری و COGS
ارزش بهای تمام شده کالای فروش رفته بستگی به شیوههایی دارد که یک شرکت برای هزینه یابی فهرست کالاهای موجود خود اتخاذ کرده است. یک شرکت میتواند با سه روش موجودی کالای فروخته شده خود را در یک دوره زمانی مشخص ثبت کند: اولین ورودی اولین خروجی (FIFO)، آخرین ورودی اولین خروجی (LIFO)، و روش هزینه میانگین.
روش اولین ورودی اولین خروجی (FIFO)
در این روش کالاهایی که اول خریداری شده یا تولیده شدهاند اول به فروش میرسند. از آنجاییکه قیمت اجناس به مرور زمان بالا میرود، شرکتهایی که از روش FIFO استفاده میکنند، ارزانتترین کالاهای خود را اول میفروشند. این یعنی اینکه بهای تمام شده کالای فروش رفته به روش FIFO کمتر از LIFO ثبت خواهد شد. بنابراین، با استفاده از روش FIFO، درآمد خالص به مرور زمان افزایش مییابد.
روش آخرین ورودی اولین خروجی (LIFO)
در این روش آخرین کالایی که به فهرست موجودی اضافه شده اول به فروش میرسد. در زمانیکه قیمتها رو به افزایش هستند، کالاهایی که هزینه بالاتری دارند اول فروخته میشوند. این موضوع باعث افزایش مبلغ بهای تمام شده کالای فروش رفته میشود. به مرور زمان، درآمد خالص کاهش مییابد.
روش هزینه میانگین
در این روش قیمت میانگین تمامی کالاهای موجود در انبار، بدون توجه به تاریخ خریداری، برای تعیین ارزش کالاهای فروخته شده استفاده میشود. با اتخاذ این روش، هزینه میانگین محصولات در دوره زمانی مشخص تاثیر کمتری میپذیرد و همین موضوع باعث میشود بهای تمام شده کالای فروش رفته نیز کمتر تحت تاثیر عوامل دیگر قرار بگیرد.
بیشتر شرکتهای خدماتی چیزی به نام بهای تمام شده کالای فروش رفته ندارند چرا که COGS اصولا برای هزینه کالاهای فروش رفته از فهرست موجودی تعریف میشود. در حالیکه شرکتهای خدماتی معمولا فهرست کالای موجود ندارند. از جمله شرکتهایی که صرفا خدمات ارائه میدهند میتوان به موسسات مالی و حسابداری، دفاتر حقوقی و وکالت، مشاورین تجاری و غیره نام برد. اگرچه تمامی این نوع شرکتها مخارج تجاری دارند و برای ارائه خدمات خود باید هزینه پرداخت کنند، اما فهرست COGS ندارند. در عوض چیزی به نام “بهای خدمات” دارند.
محدودیت های COGS
حسابداران یا مدیرانی که به حساب سازی هستند به راحتی می توانند بهای تمام شده کالای فروش رفته را دستکاری کنند. COGS را میتوان از طرق زیر تغییر داد و دستکاری کرد:
- تخصیص هزینه های سربار تولید به موجودی بالاتر از هزینه های انجام شده
- بزرگنمایی تخفیفات اعمال شده
- بزرگنمایی مرجوعی ها به تامین کنندگان
- تغییر مقدار موجودی انبار در پایان یک دوره حسابداری
- ارزش گذاری بیش از حد موجودی فعلی
- عدم حذف موجودی منسوخ
هنگامی که موجودی به طور مصنوعی بیشتر میشود، COGS کمتر گزارش میشود که به نوبه خود منجر به بالاتر رفتن حاشیه سود ناخالص از مقدار واقعی و در نتیجه، درآمد خالص تورمی میشود.
سرمایهگذارانی که صورتهای مالی شرکت را بررسی میکنند، میتوانند با بررسی موجودیهای فعلی، مانند افزایش سریع موجودی کالا از درآمد یا کل داراییهای گزارششده، به دستکاری حسابها در حسابداری موجودی پی ببرند.
از سنتی تا مدرن
از آنجا که سیستمهای سنتی محاسبه بهای تمام شده و اشکالات آن از جمله درصد خطای آن سبب اختلال در کار و نحوه عملکرد مدیران میشود؛ بهترین و کاربردی ترین روش استفاده از روش های مدرن و بهروز و نرم افزارهای متنوع حسابداری برای ثبت بهای تمام شده کالای خریداری شده است. اما از آنجا که نرم افزارهای حسابداری و حسابرسی بسیار زیادی در بازار وجود دارند که با هزینههای هنگفت در اختیار کاربران قرار میگیرند و در عین حال کاربردی نیستند چگونه میتوان نرم افزاری استاندارد و کاربردی تهیه کرد؟
- .
.jpg)
.jpg)




قانون کارجدید
مالیات برگردش حساب
سامانه مودیان
شناسه یکتای حافظه مالیاتی
استهلاک انباشه و مستهلک کردن دارایی ها
محاسبه اضافه کاری
سنوات پایان سال
مرخصی